بهترین هاست وردپرس

من خواهرم را تا حد مرگ کتک زدم!



راز جنایت پس از دستگیری یک سارق فاش شد. ماموران کلانتری آبادان که چندی پیش سارق را حمید شناسایی کردند در تعقیب وی و تلاش برای دستگیری وی بودند.

به گزارش شرق، دو روز پیش تحقیقات در جریان بود که وی متوجه شد متهم فراری در یکی از خیابان های شهر دیده شده است. ماموران برای دستگیری حمید آمدند اما در یک لحظه با دیدن پلیس تصمیم گرفت با موتورسیکلت فرار کند. موتورسیکلتش را وسط راه پارک کرد، به گوشه ای خزید و اسلحه به دست گرفت. مرد مسلح برای فرار از دست ماموران تیراندازی کرد، سپس به امید فرار به خانه رفت و سعی کرد از حیاط خلوت فرار کند.

مقامات به تعقیب سارق پرداختند و او بارها به او گفت که از مقاومت دست بردارد و تسلیم شود، اما کارگر به درخواست های مکرر برای اظهار نظر پاسخی نداد. تعقیب و گریز تحریک آمیز مدتی ادامه داشت تا اینکه ماموران توانستند به حمید نزدیک شده و او را خلع سلاح کرده و با استفاده از تاکتیک های رزمی او را دستگیر کنند. متهم که علاوه بر اسلحه از او چاقو نیز کشف شد، پس از انتقال به کلانتری مورد بازجویی قرار گرفت. از آنجایی که چاره ای جز اعتراف به جنایات خود نداشت، به دست داشتن در 20 جنایت سرقت مسلحانه اعتراف کرد.

حمید جزئیات سرقت خشونت آمیز خود را بیان کرد. مقامات مظنون به جنایات بیشتر به این مرد تحقیقات خود را ادامه دادند تا اینکه پسر جوان در کمال ناباوری درباره قتل صحبت کرد و گفت خواهرش را به قتل رسانده است. متهم گفت: خواهرم مدعی داشت که من او را دوست نداشتم و مخالف ازدواج آنها بودم. من موضوع را مطرح کردم اما فایده ای نداشت و چون نمی توانم جلوی این ارتباط را بگیرم، خواهرم را کشتم.

متهم هم اکنون در بازداشت به سر می برد و برای افشای جزئیات جنایت تحت بازجویی قرار دارد. اعضای خانواده نیز به دلیل مخالفت با ازدواج قبلی به قتل متهم شدند. معمای قتل یک زن اخیرا زمانی فاش شد که فرزندانش مخالف ازدواج مجدد او بودند. زن 51 ساله ساکن یکی از روستاهای استان کرمان زمستان سال 97 به طرز مرموزی ناپدید شد. برادر این زن بلافاصله به پلیس شکایت کرد و تحقیقات را برای یافتن خواهرش آغاز کرد. فرزندان زن میانسال هنگام بازجویی گفتند مادرشان روز حادثه برای انجام کاری از خانه خارج شده و به زودی برمی گردد اما دیگر خبری از او نداشته و نمی دانند چه اتفاقی برای مادرشان افتاده است. . تحقیقات پلیس از آن زمان آغاز شده است اما هیچ اثری از زن میانسال به دست نیامده است. در این میان برادر این زن که فکر می کرد خواهرزاده و برادرزاده اش رازی را پنهان می کنند از پیگیری ماجرا دست برنمی داشت تا اینکه چندی پیش خبر ارتکاب جنایت فجیعی به او رسید.

او به این نتیجه رسید که خواهرزاده اش مادرش را کشته است. به همین دلیل دوباره به پلیس رفت و این بار از خود دفاع کرد. سپس فرزندان مقتول دوباره مورد بازجویی قرار گرفتند تا اینکه یکی از بچه ها راز جنایت را فاش کرد و اظهار داشت که به دلیل مخالفت با ازدواج مادرش این کار را انجام داده است. متهم توضیح داد: مادرم تصمیم به ازدواج مجدد گرفت و من، خواهرم و دامادم مخالف بودیم. هر چه تلاش کردیم جلوی او را بگیریم، او تصمیم خود را گرفت. ما نمی خواستیم پدرمان با دیگری ازدواج کند، بنابراین تصمیم گرفتیم او را بکشیم.

زمستان سال 1376 بود و یک روز که با مادرم در این مورد دعوا می کردیم او را با چوب کشتیم و روی بدنش بنزین ریختیم و آتش زدیم و تصمیم گرفتیم مخفی بماند اما عمویم کی اینجاست او ابتدا مشکوک شد، به پلیس رفت و راز ما را فاش کرد. متهمان این پرونده همچنان تحت تعقیب هستند.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم